تبليغاتX
بال ترمه ای پروانه

گاهی دلم بهانه گیر میشود ...  بیتاب و دلتنگ ِ سایه ام میشوم ...  به بیابان میروم ! بو میکشم ... بوی خاک همیشه دلنشین و خواستنی است ... تسلایم میدهد ... در انتظار باران میمانم ...  و باران که بیاید، آنوقت خاک هم رنگ ِ دگری دارد و احوالی دگر ! ... همنشین خاک شدن هم حکایتی است ! اصلا یکجور دیگری است نشستن بر خاک ... انگار دیگر هیچ دلنگرانی با تو نیست ... دلت بهانه ی هیچ نمیگیرد ... هنوز هم نمیدانم این منم که شبیه خاکم یا این خاک است که شبیه من است ؟ ... هر چه هست گفته اند جنس من از خاک است و سرانجام گوشت و پوستم را میسپارم به همین خاک ! 

خدایا

در این ماه مبارک رمضان امیدوارمان ساز که روزه تنها سوزاننده ی چربیهای قلمبه و ورم کرده امان نباشد تا ریشه ی حسد، بغض، کینه، منیت، غیبت، تهمت و افترا و دروغ و ظلم و بی حیایی و بی غیرتی ... که عمله ی مستعد شیطانند سوزانده شود ... خدایا همواره یاریمان کن تا گوسفند این و آن نباشیم ... تا چشم امیدمان به آب و علف شبانهای دیگر نباشد و نشخوار کننده ی حرفها و خواسته های این و آن نباشیم ... اگر گوسفند هم باشیم شبان ما تو باش و بس ... شبانی دیگر نمیخواهیم.

خدایا فرشتگانت را برای امری مهم راهی زمین کن تا کلاسی دوباره برای بزرگترهای این قوم بپا کنند، اینطور به نظر میرسد که باید از ابتدا تمرین کنند و دیکته بنویسند ... بگو که هزارها بار مشق شب بنویسند تا شاید معنی هر واژه را بخوبی بفهمند و تفسیر هر جمله را که از یادشان رفته به یاد بیاورند ... خدای عزیز از من نپرس کدام کلمه، کدام جمله ؟ با من نگو که زنگ حساب و انشا چه میشود؟ که تو خود آگاه و عالم به همه ی امور هستی ... که برایشان بسیار زود است، زود ...

خدایا آتش دوزخت کجاست؟ ... مالک دوزخت کجا؟ به او بگو که بیاید و روسای این قبیله را تازیانه ها بزند و از همان زقوم که گفتی در حلقشان بریزد تا بفهمند و بدانند که با نام تو و رسم مکتب تو اینقدر بازی نکنند و اینقدر خون به دل قوم نکنند و بفهمند که چرا محمد مهربان بود و بخشنده و علی نیز چون او عادل و دادرس ... تو خود گفتی اسلام دین برتر توست. به آنها بفهمان که خدا یکی است و برای - حمایت از خانواده - کافی است، اگر خانواده به او توکل کند ... و به آنها بگو که - الاغ - یکی دیگر از آفریده های من است و این قوم - الاغ - نیستند ... خدایا تو خود گفتی که سرنوشت قومی تغییر نمیکند مگر خود آن "قوم" بخواهد ... به این قوم بیداری و بینایی و جسارت و دلیری با تعقل عطا کن.

خدایا به زنهای ما و مردهای ما سُکر سلامت نفس و متعهد بودن به همسر و خانواده را بچشان تا مردها به بهانه ی دستگیری !!!!!!!! از زنان نیازمند دلشان هوای چند همسری نکند ، به آنها یاد بده که که عدالت تنها در پرداخت نفقه نیست ... به زنهای ما بفهمان که آشیانه ی خود بر ویرانه های آشیانه های دیگری بنا نکنند ... در کنترل هوای نفس و اسب سرکش غرایز جنسی یاریشان کن ... یاریشان کن تا چشم طمع بر هر زن و هر مرد دیگری غیر از همسر خود ببندند ... که مذهب و اخلاق کنار هم هستند و عقل و شرع پهلوی یکدیگر نشسته اند . که اگر مذهب هم ندارند با اخلاق باشند و اگر از شرع هم چیزی نمیدانند عاقل بمانند .

به دخترهای ما و پسرهای ما بفهمان که مرز دلدادگی و عشق در تصاحب محبوب نیست ... در اندیشه ی پریشان نیست ... در حقارت نیست ... در لاقیدی و بی حیایی نیست ... در بیخوابیهای بی تعقل نیست .... در شراب و قرص و قمار نیست ... و در آنچه که این و آن تصور میکنند و برای خود رقم میزنند نیست ... بگو که اوج پرواز در آنچه به شما گفته اند و یاد داده اند و اصلا شرایط فعلی شما را مجبور کرده است که آن را باور کنید نیست ... و باور کنند که حیا چیز خوبی است و غیرت هم امر مهمی. به آنها بیاموز که عاشقانه و عاقلانه فکر کنند، تصمیم بگیرند و زندگی کنند.

خدایا به نوزادان نیامده ی ما پیش از آمدن بگو که این راه صعب است و پر از حادثه ! به آنها بگو که شعور مثل شیر خوردن است و خزیدن و راه رفتن و نشستن که باید برای بهره مندی از آن زحمت بکشند ...

خدایا به همه ی ما صبوری و صبوری و صبوری در آنچه میبینیم و لاجرم به سکوت نشسته ایم عطا کن ...


پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 *  شقایق بیات
about me
من یک موجود ساده ام!
از دایره ی لغات مردمان دانای این زمانه،چیز زیادی جز چند کلمه ی ساده نمی دانم.
.
شیفته ی دانستن ناشناخته ها
و آماده ی شنیدن ایده های نو هستم.
.
و از آشنایی با شما خوشوقتم ...
.
written
daily links


Blog Skin