تبليغاتX
بال ترمه ای پروانه

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَيْسَ لِقَضَائِهِ دَافِعٌ وَ لا لِعَطَائِهِ مَانِعٌ

 

 

 

ما آدما خیلی بانمکیم ... قصه هامون همه شبیه همدیگه اس. انگاری داریم از روی دست هم تقلب میکنیم. کجا و کِی مچمونو بگیرن خدا میدونه! ...

از همون اول با مُشتای گره کرده میایم روی زمین ، حق اعتراضمون با مشت گره کرده ی کوچولومون همیشه مشخص و واضحه ... هیشکیم بد و بیراه بهمون نمیگه ... چون فکر میکنن ما نمیفهمیم ، کوچولوییم ، با هر ناله و شیونی و خنده ای که میکنیم ، بیشتر قربون صدقه مون میرن ... - آی قربون دستای کوچولوش برم، فداش بشم ، وااای نازی - این حرفای بزرگای اهل زمینه به ما - ،

ناگفته نمونه که هر چی بزرگتر میشیم حق اعتراضمون هم کمتر میشه ...

بیشتریامون عاشق چیپس و پفک و بستنی هستيم ، تو سرمون ميزنن ، نصيحتمون ميکنن که آدم شيم ... اما نميشيم ، درس ميخونيم ... کار پیدا میکنیم ، بعد یهویی بیکار میشیم ... حرف زياد ميزنيم ، کم عمل ميکنيم .. بحث میکنیم ، جدل میکنیم ، وقتی که مودب هستیم یعنی جهان به کام ماست ، شیرین حرف میزنیم ... وقتی که عصبانی میشیم خدا رو هم بنده نیستیم ... عاشق ميشيم - عاقل اما نه - ازدواج ميکنيم بی عشق يا با عشق ، بعد ميبينیم گندی زديم که هر چی ام بيشتر همش ميزنيم فقط  بوی لجن ميده - ،  کار ميکنيم که پولدار بشيم    بعد دوباره پولامونو خرج ميکنيم که بی پول بشيم   -

خلاصه بعضیامون خانوم خانوما هستیم و بعضیامونم آقا ... سالار ... با مرام ... 

 


دوشنبه نهم شهریور 1388 *  شقایق بیات
about me
من یک موجود ساده ام!
از دایره ی لغات مردمان دانای این زمانه،چیز زیادی جز چند کلمه ی ساده نمی دانم.
.
شیفته ی دانستن ناشناخته ها
و آماده ی شنیدن ایده های نو هستم.
.
و از آشنایی با شما خوشوقتم ...
.
written
daily links


Blog Skin